معنای زندگی

سپتامبر 23, 2014

نیایش راه

دلم گرفته بود، نه از جنس غم. انگار گرفته بود چون حرف‌هایی درش مدفون شده بود. امشب که به خانه رسیدم خلوتی داشتم و این خلوت […]
جولای 8, 2013

12 جمله از نلسون ماندلا

هیچ راه‌ آسانی برای رسیدن به آزادی وجود ندارد و بسیاری از ما باید بارها و بارها از دره‌هایی که سایه مرگ بر آنها افکنده شده عبور کنیم تا به قله‌‌ی خواسته‌هایمان برسیم – ماندلا به‌نظر می‌رسد ماندلای بزرگ کم‌کم به پایان زندگی جسمانی خودش نزدیک می‌شود و مردم در نقاط مختلف برای سلامتی او دعا می‌کنند. این فوتو گالری از واشنگتن پست را ببینید. بعضی آدم‌ها در دنیا چنان اثرگذار بوده‌اند که رسالت زندگی خود را تمام کرده‌اند و بودنشان معنای جدیدی به زندگی داده است. ماندلا یکی از همین افراد است.
مارس 4, 2013

داستان‌های ماندگار ما

زندگی برای هرکدام از ما روزی تمام می‌شود. اما چه چیزی شما را ماندگار می‌کند؟ چه چیزی باعث می‌شود شما همواره در زندگی جریان داشته باشید؟ چه چیزی باعث می‌شود که با از کار افتادن جسم شما، روحتان کماکان حضور داشته باشد و اثر شما باقی بماند؟ هرکدام از ما پر هستیم از داستان‌های گوناگون. داستان‌هایی که ناشی از تجربیات ما در مواجهه با موقعیت‌ها، آدم‌ها، شکست‌ها و پیروزی‌ها شکل می‌گیرد. شنیدن داستان‌ها توسط ما همیشه منشاء یادگیری بوده است. از کودکی وقتی می‌خواستند اتفاق‌های خوب و بد را به ما آموزش بدهند پدر و مادرها یا پدربزرگ و مادربزرگ‌ها برای ما داستان تعریف می‌کردند.
فوریه 9, 2013

نشان خواهم داد که چقدر بزرگ هستم!

درباره محمد علی کلی اطلاعات زیادی ندارم. درباره‌اش چیز زیادی نخوانده‌ام. شاید اولین باری که او را شناختم به واسطه تعریف خاطره تماشای مسابقات محمدعلی از تلویزیون توسط پدرم بوده باشد. به گذشته که رجوع می‌کنم این خاطره را وقتی شنیده‌ام که تصویری از محمدعلی لرزان را در تلویزیون دیده‌ام. آنچه که من دیده‌ام با آنچه که پدرم تعریف می‌کرد دو فرد متفاوت بوده است. پذیرش تصویر ضعیف کسی که رکورد 56 پیروزی، 37 ناک‌اوت و 5 شکست را در کارنامه حرفه‌ای‌اش دارد، بسیار سخت است.
فوریه 4, 2013

زنجیره‌ی تاثیرگذاری

در هفته پیش رو کمی با خودتان خلوت کنید. به اتاقتان، به یک کافه، به طبیعت، مسجد یا هرجای دیگری که آرامش دارید بروید. به آدم‌هایی […]
دسامبر 18, 2012

درد یا رنج٬ مسئله این است!

موقعیت اول بعد از مدت‌ها مجبور می‌شوید ورزش کنید. اولین وزنه‌ها را می‌زنید و حکات مختلف را انجام می‌دهید. در روز دوم درد تمام بدن شما را فراگرفته و حتی ممکن است به‌سختی حرکت کنید یا دست و پای خود را تکان دهید. روزهای ورزش کردن را طی می‌کنید و میزان وزنه‌ها را افزایش می‌دهید. دردها از بین می‌روند و بدن شما به ورزش عادت می‌کند. اما شما مجبور به انجام ورزش هستید. مثلا کسی شما را تحت فشار گذاشته که باید حتما ورزش کنید. شما هر روز از ورزش کردن رنج می‌برید و لذتی از این کار نخواهید برد!
دسامبر 18, 2012

درد یا رنج٬ مسئله این است!

موقعیت اول بعد از مدت‌ها مجبور می‌شوید ورزش کنید. اولین وزنه‌ها را می‌زنید و حکات مختلف را انجام می‌دهید. در روز دوم درد تمام بدن شما را فراگرفته و حتی ممکن است به‌سختی حرکت کنید یا دست و پای خود را تکان دهید. روزهای ورزش کردن را طی می‌کنید و میزان وزنه‌ها را افزایش می‌دهید. دردها از بین می‌روند و بدن شما به ورزش عادت می‌کند. اما شما مجبور به انجام ورزش هستید. مثلا کسی شما را تحت فشار گذاشته که باید حتما ورزش کنید. شما هر روز از ورزش کردن رنج می‌برید و لذتی از این کار نخواهید برد!