شب یلدا

دسامبر 21, 2013

یلدای تنهایی

شب یلدا، طولانی ترین شب سال – کاری از محمد علی رجبی این متن را دوست دارم برای کسانی بنویسم که شب یلدا را تنها سپری می‌کنند و تنهایی به معنی کسی در کنار شما نبودن نیست که ممکن است در جمعی باشید و باز احساس تنهایی کنید. یلدا برای من یعنی روزهای خوش کودکی. روزهایی که پدربزرگ آجیل و هندوانه می‌خرید، مادربزرگ غذا بار می‌گذاشت و همه‌ی خانواده جمع می‌شدند دور سفره‌ی بزرگ خانه‌شان که برای ما که کودک بودیم آن خانه قصری بود. آن شب‌های یلدا سراسر شادی بود و خنده. بازی بود و تفعل به حافظ. اکنون از آن سال‌ها بسیار گذشته. نه پدربزرگ و مادربزرگ هستند و نه آن خانه‌ای که رنگ و بو داشت.
دسامبر 21, 2013

یلدای تنهایی

شب یلدا، طولانی ترین شب سال – کاری از محمد علی رجبی این متن را دوست دارم برای کسانی بنویسم که شب یلدا را تنها سپری می‌کنند و تنهایی به معنی کسی در کنار شما نبودن نیست که ممکن است در جمعی باشید و باز احساس تنهایی کنید. یلدا برای من یعنی روزهای خوش کودکی. روزهایی که پدربزرگ آجیل و هندوانه می‌خرید، مادربزرگ غذا بار می‌گذاشت و همه‌ی خانواده جمع می‌شدند دور سفره‌ی بزرگ خانه‌شان که برای ما که کودک بودیم آن خانه قصری بود. آن شب‌های یلدا سراسر شادی بود و خنده. بازی بود و تفعل به حافظ. اکنون از آن سال‌ها بسیار گذشته. نه پدربزرگ و مادربزرگ هستند و نه آن خانه‌ای که رنگ و بو داشت.
دسامبر 20, 2010

خاطره‌هایی برای شادگویی شبانه یلدا

شایان شلیله من رو به بازی وبلاگی شاد‌گویی شبانه که صادق جم پیشنهادش رو داده بود دعوت کرده. داشتم به همه اتفاق‌های بامزه‌ای که تو ذهنم […]