سال 1390

مارس 10, 2012

10 روز

رسیدیم به هفته آخر سال 90. اول داشتم فکر می‌کردم که عملا باید سال 90 را تمام شده دانست که یاد یک جمله‌ای افتادم که این موضوع را نقض می‌کند. 10 روز هم برای خودش زمان قابل توجهی است. کلاس بازیگری تئاتر که می‌رفتم، استادی داشتیم که می‌گفت: "تئاتر یعنی زندگی در کسری از ثانیه. باید در لحظه حضور داشته باشی و حس آن لحظه را بگیری. اینطوری می‌شود که در مقابل عمل بازیگر نقش مقابل، تو عکس‌العملی طبیعی خواهی داشت." حالا اگر بخواهم سال 90 را تمام شده بدانم، به این معنی خواهد بود که موقعیت و اتفاق‌های 10 روز باقی‌مانده را نادیده بگیریم و چشمم را روی همه اتفاق‌های ریز و درشت روزهای آینده ببندم. کسی چه می‌داند شاید سرونوشت آدم در همین روزها تغییر کند!
مارس 10, 2012

10 روز

رسیدیم به هفته آخر سال 90. اول داشتم فکر می‌کردم که عملا باید سال 90 را تمام شده دانست که یاد یک جمله‌ای افتادم که این موضوع را نقض می‌کند. 10 روز هم برای خودش زمان قابل توجهی است. کلاس بازیگری تئاتر که می‌رفتم، استادی داشتیم که می‌گفت: "تئاتر یعنی زندگی در کسری از ثانیه. باید در لحظه حضور داشته باشی و حس آن لحظه را بگیری. اینطوری می‌شود که در مقابل عمل بازیگر نقش مقابل، تو عکس‌العملی طبیعی خواهی داشت." حالا اگر بخواهم سال 90 را تمام شده بدانم، به این معنی خواهد بود که موقعیت و اتفاق‌های 10 روز باقی‌مانده را نادیده بگیریم و چشمم را روی همه اتفاق‌های ریز و درشت روزهای آینده ببندم. کسی چه می‌داند شاید سرونوشت آدم در همین روزها تغییر کند!