روز معلم

می 2, 2015

معلمی که به من نوشتن آموخت

سوم دبیرستان که بودم معلم ادبیاتی داشتیم به اسم آقای جنانی. هنر آقای جنانی این بود که مبحث خسته کننده‌ی ادبیات رو تبدیل کرد به بحثی […]
می 1, 2012

روز معلم و مجسمه رستم

امسال برای اولین بار، دیگران روز معلم رو به من تبریک می‌گن. راستش خوشحالی خودم رو نمی‌تونم از این بابت پنهان کنم و اعتراف می‌کنم هرگز به این موضوع فکر نمی‌کردم که یک روزی به‌عنوان معلم شناخته بشم. اما حالا داره این اتفاق می‌افته و من به‌این موضوع افتخار می‌کنم. اسم روز معلم که میاد بی‌درنگ یاد خاطره‌ای از سوم دبستانم می‌افتم که فکر کردم بد نیست اینجا تعریف کنم. سوم دبستان که بودم یک خانم معلم داشتیم که بداخلاق بود. حداقل جز معلم‌هایی بود که من از بودن سرکلاسش احساس خوبی نداشتم. فضای کلاس خشک بود و رسمی و بی‌روح. در این سال من افت درسی داشتم و هرچقدر هم که سعی می‌کردم درس بخوانم اما انگار هیچ‌چیز خوب پیش نمی‌رفت. از شما چه پنهان که رابطه خوبی هم با این معلم نداشتم و انگار که این خانم معلم هم انگشت اشاره‌اش هر روز برای درس پرسیدن مستقیم به سمت من نشانه می‌رفت. خلاصه که روزگار خوشی نبود.
می 1, 2012

روز معلم و مجسمه رستم

امسال برای اولین بار، دیگران روز معلم رو به من تبریک می‌گن. راستش خوشحالی خودم رو نمی‌تونم از این بابت پنهان کنم و اعتراف می‌کنم هرگز به این موضوع فکر نمی‌کردم که یک روزی به‌عنوان معلم شناخته بشم. اما حالا داره این اتفاق می‌افته و من به‌این موضوع افتخار می‌کنم. اسم روز معلم که میاد بی‌درنگ یاد خاطره‌ای از سوم دبستانم می‌افتم که فکر کردم بد نیست اینجا تعریف کنم. سوم دبستان که بودم یک خانم معلم داشتیم که بداخلاق بود. حداقل جز معلم‌هایی بود که من از بودن سرکلاسش احساس خوبی نداشتم. فضای کلاس خشک بود و رسمی و بی‌روح. در این سال من افت درسی داشتم و هرچقدر هم که سعی می‌کردم درس بخوانم اما انگار هیچ‌چیز خوب پیش نمی‌رفت. از شما چه پنهان که رابطه خوبی هم با این معلم نداشتم و انگار که این خانم معلم هم انگشت اشاره‌اش هر روز برای درس پرسیدن مستقیم به سمت من نشانه می‌رفت. خلاصه که روزگار خوشی نبود.