درد

آوریل 14, 2015

توقف در شیار 143

در میانه‌ی نوشتن درباره پایان رابطه، فیلم شیار 143 را دیدم. درباره این فیلم‌ چیزهای زیادی را دوست داشتم. بازی مریلا زارعی که هر مرحله از […]
آگوست 4, 2013

دشمنان زیبای ما

وقتهایی هست که ما عادت می‌کنیم با رنج‌هامون زندگی کنیم و چیزی که انگار ما رو زنده نگه می‌داره همزیستی با رنج‌هامون هست. این رنج‌ها زیباترین […]
آگوست 4, 2013

دشمنان زیبای ما

وقتهایی هست که ما عادت می‌کنیم با رنج‌هامون زندگی کنیم و چیزی که انگار ما رو زنده نگه می‌داره همزیستی با رنج‌هامون هست. این رنج‌ها زیباترین […]
ژانویه 7, 2013

تغییر از چه لحظه‌ای آغاز می‌شود؟

ما حرکت نمی‌کنیم! ما بیشتر علاقه به سکون داریم تا حرکت. علاقه به این‌که آب از آب تکان نخورد و همه‌چیز رو به‌راه باشد. با صرف کمترین میزان انرژی، بیشترین نتیجه را به‌دست بیاوریم. شاید بتوان اسم این وضعیت را تنبلی گذاشت و شاید از دیدی بتوان گفت که همه ما یک تنبل درون داریم که مثل یک انسان حراف مدام در ذهن ما می‌خواند که: "حالا چه کاری است؟ بگذار شرایط همینطور باشد. چرا می‌خواهی اوضاع را تغییر دهی؟" در بسیاری از مواقع هم تنبل درون کار خودش را می‌کند. درست در لحظه‌ای که می‌دانیم کار مهمی را باید انجام بدهیم، باید از جا بلند شویم، حرکتی بکنیم، دستمان می‌‌رود سمت کنترل تلویزیون، روی کاناپه لم می‌دهیم و غرق برنامه تلویزیونی می‌شویم و به خودمان قول می‌دهیم که فردا کار را پیگیری خواهیم کرد. در این نقطه لازم نیست ماجرای فردا را توضیح بدهم چون حتما خودتان می‌توانید حدس بزنید که چه اتفاقی می‌افتد...
ژانویه 7, 2013

تغییر از چه لحظه‌ای آغاز می‌شود؟

ما حرکت نمی‌کنیم! ما بیشتر علاقه به سکون داریم تا حرکت. علاقه به این‌که آب از آب تکان نخورد و همه‌چیز رو به‌راه باشد. با صرف کمترین میزان انرژی، بیشترین نتیجه را به‌دست بیاوریم. شاید بتوان اسم این وضعیت را تنبلی گذاشت و شاید از دیدی بتوان گفت که همه ما یک تنبل درون داریم که مثل یک انسان حراف مدام در ذهن ما می‌خواند که: "حالا چه کاری است؟ بگذار شرایط همینطور باشد. چرا می‌خواهی اوضاع را تغییر دهی؟" در بسیاری از مواقع هم تنبل درون کار خودش را می‌کند. درست در لحظه‌ای که می‌دانیم کار مهمی را باید انجام بدهیم، باید از جا بلند شویم، حرکتی بکنیم، دستمان می‌‌رود سمت کنترل تلویزیون، روی کاناپه لم می‌دهیم و غرق برنامه تلویزیونی می‌شویم و به خودمان قول می‌دهیم که فردا کار را پیگیری خواهیم کرد. در این نقطه لازم نیست ماجرای فردا را توضیح بدهم چون حتما خودتان می‌توانید حدس بزنید که چه اتفاقی می‌افتد...
دسامبر 29, 2012

هدایای زشت و ارزشمند!

تاحالا شده هدیه‌ای از شخصی بگیرید که در برخورد اول ازش خوشتون نیاد؟ به‌نظرتون میاد که باید هدیه بهتری دریافت می‌کردید اما این اتفاق نیافتاده است. […]
دسامبر 18, 2012

درد یا رنج٬ مسئله این است!

موقعیت اول بعد از مدت‌ها مجبور می‌شوید ورزش کنید. اولین وزنه‌ها را می‌زنید و حکات مختلف را انجام می‌دهید. در روز دوم درد تمام بدن شما را فراگرفته و حتی ممکن است به‌سختی حرکت کنید یا دست و پای خود را تکان دهید. روزهای ورزش کردن را طی می‌کنید و میزان وزنه‌ها را افزایش می‌دهید. دردها از بین می‌روند و بدن شما به ورزش عادت می‌کند. اما شما مجبور به انجام ورزش هستید. مثلا کسی شما را تحت فشار گذاشته که باید حتما ورزش کنید. شما هر روز از ورزش کردن رنج می‌برید و لذتی از این کار نخواهید برد!
دسامبر 18, 2012

درد یا رنج٬ مسئله این است!

موقعیت اول بعد از مدت‌ها مجبور می‌شوید ورزش کنید. اولین وزنه‌ها را می‌زنید و حکات مختلف را انجام می‌دهید. در روز دوم درد تمام بدن شما را فراگرفته و حتی ممکن است به‌سختی حرکت کنید یا دست و پای خود را تکان دهید. روزهای ورزش کردن را طی می‌کنید و میزان وزنه‌ها را افزایش می‌دهید. دردها از بین می‌روند و بدن شما به ورزش عادت می‌کند. اما شما مجبور به انجام ورزش هستید. مثلا کسی شما را تحت فشار گذاشته که باید حتما ورزش کنید. شما هر روز از ورزش کردن رنج می‌برید و لذتی از این کار نخواهید برد!