خلاقیت

جولای 25, 2016

نئورو پلاستیسیته چیست؟

تا سال‌های قبل باور دانشمندان این بود که مغز ما در مقطعی رشد خود را تثبیت می‌کند و رشته‌های عصبی بافته شده در مغز ثابت می‌مانند. […]
جولای 5, 2016

زندگی به سبک کیارستمی!

عقیده‌ دارم انسان‌هایی که در زندگی دست به‌کارهای مختلف می‌زنند آدم‌های شجاعی هستند. آنها کسانی هستند که زندگی را از یک بعد نمی‌توانند درک کنند و […]
اکتبر 2, 2013

تفاوت تنهایی و تنهایی

در انگلیسی بین دو کلمه loneliness و solitude تفاوت هست که در فارسی هردو به تنهایی ترجمه می‌شود اما بین هرکدام از این تنهایی‌ها تفاوت بسیار […]
دسامبر 14, 2012

آیا شما می‌توانید قهرمان باشید؟

قهرمانی برای شما به چه معناست؟ چه اتفاقی بیافتد فکر می‌کنید قهرمان خواهید بود؟ چه اتفاقی بیافتد دیگران شما را قهرمان خواهند نامید؟ دیدن فیلم The Dark Knight Rises باعث شد سوالاتی در ذهنم شکل بگیره. سوالاتی که در خط بالا مطرح کردم. در این مطلب قصد ندارم داستان فیلم رو لو بدهم اما برای درک بهتر این مطلب هم بد نیست ابتدا فلم را ببینید. BATMAN قهرمانی که همیشه محافظ شهر Gotham بوده حالا خانه نشین و افسرده شده و اثری از او نیست. در جریان اتفاقاتی تصمیم می‌گیره که لباس خود را دوباره بپوشه و در نقش قهرمان ظاهرا بشه اما شکست می‌خوره. سوال مهمی که مطرح می‌شه اینه که چطور یک قهرمان شکست می‌خوره و آسیب می‌بینه؟ چطور یک قهرمان همیشگی حالا به اوج ضعف می‌رسه. چطور کسی که همیشه پیروز بوده حالا تبدیل به یک بازنده می‌شه؟
دسامبر 14, 2012

آیا شما می‌توانید قهرمان باشید؟

قهرمانی برای شما به چه معناست؟ چه اتفاقی بیافتد فکر می‌کنید قهرمان خواهید بود؟ چه اتفاقی بیافتد دیگران شما را قهرمان خواهند نامید؟ دیدن فیلم The Dark Knight Rises باعث شد سوالاتی در ذهنم شکل بگیره. سوالاتی که در خط بالا مطرح کردم. در این مطلب قصد ندارم داستان فیلم رو لو بدهم اما برای درک بهتر این مطلب هم بد نیست ابتدا فلم را ببینید. BATMAN قهرمانی که همیشه محافظ شهر Gotham بوده حالا خانه نشین و افسرده شده و اثری از او نیست. در جریان اتفاقاتی تصمیم می‌گیره که لباس خود را دوباره بپوشه و در نقش قهرمان ظاهرا بشه اما شکست می‌خوره. سوال مهمی که مطرح می‌شه اینه که چطور یک قهرمان شکست می‌خوره و آسیب می‌بینه؟ چطور یک قهرمان همیشگی حالا به اوج ضعف می‌رسه. چطور کسی که همیشه پیروز بوده حالا تبدیل به یک بازنده می‌شه؟
سپتامبر 1, 2012

نینجای استیکی نوت

سال 89 مطلبی نوشتم با عنوان 7 ابزار غیر کامپیوتری که کارایی شما را افزایش می‌دهد. از آن زمان تا کنون با وجود تبلت و موبایل من که هنوز نتواستم ابزارهای غیرکامپیوتری را از جریان کاری حذف کنم. حتی نمی‌خواهم هم حذف کنم. ممکن است خیلی‌ها هم با من هم عقیده باشند که هنوز نوشتن با خودکار و مداد در دفتر یا روی کاغذ حس و حال خودش را دارد که هیچ گجتی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. اولین آیتمی که در آن مطلب نام بردم استیکی نوت بود. استفاده از استیکی نوت‌ها با تنوع شکل و رنگی که دارند می‌تواند خیلی هیجان انگیز و مفید باشد. استیکی نوت‌ها را می‌توان به همه‌جا چسباند و می‌توان از تنوع رنگی آن‌ها استفاده‌های متفاوتی کرد. شاید ساده‌ترین کاری که هرکدام از ما با استیکی نوت‌ها انجام می‌دهیم، نوشتن مواردی هست که باید در خاطرمان بماند و چسباندن آن روی میز یا اطراف مانیتور باشد.
آگوست 24, 2012

ملاقات با کودک درون

آخرین باری که بازی کردید کی بود؟ آخرین باری که بلند خندیدید؟ آخرین باری که از کار و مسئولیت‌ها و تعهدهای روزانه جدا شدید و هر لحظه از روز را براساس احساس خود گذراندید؟ آخرین باری که با یک کودک هم‌بازی شدید و از این‌کار سرخوش شدید کی بود؟ آخرین باری که بازی و خاطرات کودکی خود را مرور کردید چه زمانی بوده؟ آیا هنوز هم از دیدن کارتون و انیمیشن لذت می‌برید؟ آیا ممکن است در پایان یک فیلم گریه کنید؟ آیا اخیرا کار خلاقانه‌ای انجام داده‌اید؟
می 19, 2012

قدرت درون‌گراها

ما آدم‌های متفاوتی هستیم. ما بر حسب معیارهای مختلفی، آدم‌های متفاوتی هستیم. مثلا این‌که چه نوع تیپ شخصیتی داشته باشیم رفتار و درک ما از دنیا را متفاوت از دیگران می‌کند. یا مثلا این‌که بیشتر احساسی هستیم یا منطقی رویکرد ما به مسائل را متفاوت می‌‌سازد. در کارگاه شناخت توانایی‌ها هم به یکی از این مبناهای تفاوت می‌پردازیم. مثلا آدم‌های مختلف تم‌های متفاوتی دارند، (تم مجموعه چند استعداد همسو است) که باعث می‌شود ما در کارهایی عملکرد خوبی داشته باشیم و در کارهایی عملکرد ماکزیمم نرمال داشته باشیم. یک یکی دیگر از این مبناهای تفاوت درون‌گرایی و برون‌گرایی است. این مفهوم اولین‌بار توسط کارل یونگ در سال 1920 ارائه شد. یونگ عقیده داشت که هر انسانی دو جنبه درون‌گرا و برون‌گرا دارد که یکی از این جنبه‌ها از دیگری قوی‌تر است. به‌زبان ساده کسانی که برون‌گرا هستند انرژی خود را از بیرون خود دریافت می‌کنند. مثلا بودن در جمع و شلوغی، بودن در کنار دوستان و آشنایان. این دسته از افراد در جمع‌های ناآشنا هم بسیار راحت حضور دارند و از تنهایی لذت نمی‌برند. اما در مقابل افراد درون‌گرا انرژی خود را از درون خود دریافت می‌کنند.