تغییر

جولای 26, 2015

زورا شهری که تغییر نکرد و فراموش شد

در پس گذر از شش رودخانه و سه رشته‌کوه، زورا سر برمی‌آورد. شهری که هرکس یک‌بار آن‌را دیده باشد، دیگر نمی‌تواند از یادش ببرد. البته نه […]
سپتامبر 14, 2013

پذیرش و عدم پذیرش

Jeune fille endormie - Picasso باید شرایط رو پذیرفت. مخصوصا شرایط نامناسب رو. اما هرگز نباید ماندن در شرایط نامناسب رو پذیرفت. ما از رخ دادن بسیاری اتفاق‌ها نمی‌تونیم جلوگیری کنیم. پذیرش شرایط یعنی این‌‌که ببینیم و درک کنیم که در اکنونمان کجا هستیم و عدم پذیرش ماندن در شرایط نامناسب یعنی مسئولیت تغییر برعهده ماست و نه هیچ‌کس دیگر که اگر ماندیم کسی مقصر نیست.
سپتامبر 14, 2013

پذیرش و عدم پذیرش

Jeune fille endormie - Picasso باید شرایط رو پذیرفت. مخصوصا شرایط نامناسب رو. اما هرگز نباید ماندن در شرایط نامناسب رو پذیرفت. ما از رخ دادن بسیاری اتفاق‌ها نمی‌تونیم جلوگیری کنیم. پذیرش شرایط یعنی این‌‌که ببینیم و درک کنیم که در اکنونمان کجا هستیم و عدم پذیرش ماندن در شرایط نامناسب یعنی مسئولیت تغییر برعهده ماست و نه هیچ‌کس دیگر که اگر ماندیم کسی مقصر نیست.
جولای 31, 2013

تغییر از ما شروع می‌شود

باید بیشتر فکر کرد. باید بیشتر عمیق شد. باید بیشتر نشانه‌ها را دید و دنبال کرد. اگر قرار است دنیای اطراف ما تغییر کند، تغییر از […]
جولای 16, 2013

تمرکز بر مشکلات یا فرصت‌ها

برای ایجاد آگاهی نسبت به تغییر الگوها در یک جامعه (خانواده / محیط کار / شهر / کشور) می‌توان دو رویکرد را در پیش گرفت. رویکرد اول نشان دادن اشکال‌ها و ایرادهاست و رویکرد دوم نشان دادن فرصت‌ها و امکانات. اگر همواره تمرکز بر رویکرد اول باشد، اعضای آن جامعه بعد از مدتی نسبت به مشکلات خنثی می‌شوند و هرگز حرکتی نمی‌کنند چرا که خود را در مقابل کوهی از مشکلات می‌بینند که هرگز قابل حل نیست. اگرهم همواره تمرکز بر رویکرد دوم باشد، افراد دچار خوشبینی غیرواقعی می‌شوند و نمی‌توانند واقعیت‌های جامعه را ببینند.
ژانویه 7, 2013

تغییر از چه لحظه‌ای آغاز می‌شود؟

ما حرکت نمی‌کنیم! ما بیشتر علاقه به سکون داریم تا حرکت. علاقه به این‌که آب از آب تکان نخورد و همه‌چیز رو به‌راه باشد. با صرف کمترین میزان انرژی، بیشترین نتیجه را به‌دست بیاوریم. شاید بتوان اسم این وضعیت را تنبلی گذاشت و شاید از دیدی بتوان گفت که همه ما یک تنبل درون داریم که مثل یک انسان حراف مدام در ذهن ما می‌خواند که: "حالا چه کاری است؟ بگذار شرایط همینطور باشد. چرا می‌خواهی اوضاع را تغییر دهی؟" در بسیاری از مواقع هم تنبل درون کار خودش را می‌کند. درست در لحظه‌ای که می‌دانیم کار مهمی را باید انجام بدهیم، باید از جا بلند شویم، حرکتی بکنیم، دستمان می‌‌رود سمت کنترل تلویزیون، روی کاناپه لم می‌دهیم و غرق برنامه تلویزیونی می‌شویم و به خودمان قول می‌دهیم که فردا کار را پیگیری خواهیم کرد. در این نقطه لازم نیست ماجرای فردا را توضیح بدهم چون حتما خودتان می‌توانید حدس بزنید که چه اتفاقی می‌افتد...