تاکسی

آوریل 28, 2013

برنده بازی می‌کنیم یا بازنده؟

صحنه اول سوار تاکسی می‌شم و راننده یک پیرمرد بسیار خنده روست که موسیقی شش و هشت به تمام معنا تو ماشینش پخش می‌شه. تو گفتگوهاش شوخی می‌کنه و می‌خنده. در صندلی عقب من نشسته‌ام و یک خانم دیگه. مثل همیشه سعی می‌کنم از تایم ترافیک برای مطالعه استفاده کنم. بنابراین مشغول کتاب خواندن می‌شوم. نزدیکی‌های ونک که می‌رسیم خانم کرایه‌اش را می‌دهد. یک هزاری. کمی که می‌گذرد خانم می‌گوید که آقا کرایه می‌شه هفتصد تومان. راننده پاسخ می‌‌ده: صبر کنید خانم! برسیم باقی پول شما رو می‌دم. کرایه‌ هم هشتصد هست. خانم می‌گه هفتصد و در جا شروع می‌کنه به دعوا کردن. متحیر موندم که چرا داره دعوا می‌کنه. راننده هم دویست تومان بقیه رو پس می‌ده و بدون این‌:که حرفی بزنه، کنار خیابون نگه می‌داره و خانم هم پیاده می‌شه. ( من هر روز مسیر مشابه رو 800 تومان کرایه می‌دم و قطعا حق با راننده بود.) بعد از پیاده‌شدن خانم، راننده مجدد می‌خندد.
آوریل 28, 2013

برنده بازی می‌کنیم یا بازنده؟

صحنه اول سوار تاکسی می‌شم و راننده یک پیرمرد بسیار خنده روست که موسیقی شش و هشت به تمام معنا تو ماشینش پخش می‌شه. تو گفتگوهاش شوخی می‌کنه و می‌خنده. در صندلی عقب من نشسته‌ام و یک خانم دیگه. مثل همیشه سعی می‌کنم از تایم ترافیک برای مطالعه استفاده کنم. بنابراین مشغول کتاب خواندن می‌شوم. نزدیکی‌های ونک که می‌رسیم خانم کرایه‌اش را می‌دهد. یک هزاری. کمی که می‌گذرد خانم می‌گوید که آقا کرایه می‌شه هفتصد تومان. راننده پاسخ می‌‌ده: صبر کنید خانم! برسیم باقی پول شما رو می‌دم. کرایه‌ هم هشتصد هست. خانم می‌گه هفتصد و در جا شروع می‌کنه به دعوا کردن. متحیر موندم که چرا داره دعوا می‌کنه. راننده هم دویست تومان بقیه رو پس می‌ده و بدون این‌:که حرفی بزنه، کنار خیابون نگه می‌داره و خانم هم پیاده می‌شه. ( من هر روز مسیر مشابه رو 800 تومان کرایه می‌دم و قطعا حق با راننده بود.) بعد از پیاده‌شدن خانم، راننده مجدد می‌خندد.
فوریه 4, 2012

چشم خوب

دارم کم‌کم به این نتیجه می‌رسم که باید بخشی برای مطالب مربوط به تاکسی‌ها و آژانس‌ها در این بلاگ باز کنم. چیزی مثل تاکسی‌گرافی. هر چند وقت برخوردی با راننده‌های دارم که نکات جالب توجهی دارند. شاید دلیل این اتفاقات این است که این گروه از جامعه ارتباط زیادی با آدم‌های مختلف دارند و داستان‌های زیادی برای تعریف کردن. اما این‌بار داستان مربوط به برخورد با راننده تاکسی خاصی نیست بلکه موضوع برخورد با نوع نگاه یک راننده تاکسی است.